بخش ششم :‌«‌شفاعت كنندگان »‌

بر اساس تقسيمي كه دربارة‌شفاعت مي باشد به صورتي كه شفاعت به 2 قسم تكويني وتشريعي تقسيم
مي شود اينك مي گوييم كه شفيعان هم به تبع آن ،‌2 قسم مي شودند .

در شفاعت تكويني همه اسباب و علل وجودي كه واسطه فيض بين خداوند و مخلوقات است را مي توان شفيع ناميد در شفاعت تشريعي [بنا به صورتي كه شفاعت به دو قسم شفاعت مغفرت و رهبري تقسيم مي شود] هم شافعان به شافعان در دنيا و آخرت تقسيم مي شود .

فصل اول :‌ «‌ شافعان شفاعت تشريعي در دنيا »‌

1- پيامبران:‌ ظاهر برخي از آيات نشان مي دهد كه انبياء براي مؤمنان و اصحاب خود طلب مغفرت
 مي كردند و چنين درخواستي هم مورد قبول واقع مي شد نظير قول حضرت عيسي در قرآن كريم :‌

«‌ إن تعذبهم فإنهم عبادك و‌إن تغفر لهم فإلك أنت العزيز الحكيم »‌[1]

ترجمه :‌ «‌اگر آنرا عذاب كني بار خدايا همه بندگان تواند [كسي تو را از آن منع نتواند كرد] و اگر از گناه آنها در گذري باز تو توانا و درست كرداري »

و يا آن چه كه در خصوص رسول اكرم آمده است :

«‌و لو أنهم إذْظَلَموا أنفسَهم جاؤوك فاستَغْفِر و الله واستَغْفِرُ لهم الرَسول اوَجَد و اللهُ تَوابّاً رحيماً»[2]

ترجمه : «‌و اگر هنگامي كه آنها برخود بگناه ستم كردند از كردار خود به خدا توبه نموده و به تو رجوع
مي كردند كه بر آنها استغفار كني و از خدا آمرزش خواهي .»‌

البته در اين حال خدا را پذيرنده توبه و مهربان مي يافتند .

تذكر : آياتي كه شؤون هدايت وتبشير وانذار پيامبران را بيان مي كند از نوع شفاعت تشريعي در دنيا
مي باشد .

1-حضرات معصومين :‌ همانا يكي از شفيعان تشريعي در دنيا ائمه اطهار عليهم السلام هستند همانا آنها در دنيا واسطه مي شوند تا به بندگان نفعي برسد و يا آن كه ضرر و شقاوت دنيوي و اخروي از آنها دور شود كه اصطلاحاً به طلب كردن اين نوع وساطت «‌توسل»‌ هم گفته مي شود . اين مطلب از روايات استفاده مي شود كه حضرات آدم و نوح و ابراهيم و موسي و عيسي عليهم السلام براي رفع مشكلات و غفرت خطايا و ارتقاء‌ مقامات از ارواح تابناك آنها استمدادمي كردند .

3-فرشتگان :‌كه شفاعتشان به صورت استغفار است «‌والملائكه يُسَبِّحُون بحمدِ ربِّهم ويَسْتَغْفِرون لِمن في الأرض ألا إنَّ الله هو الغقور الرحيم»‌[3]

ترجمه :‌ «‌فرشتگان بستايش خداي خود تسبيح گويند و براي اهل زمين از خد ا مغفرت و آمرزش مي طلبند و ندا مي كنند كه الا اي بندگان بدانيد كه خداست آن ذاتي كه بسيار در حق بندگان آمرزنده و مهربان است »‌

اين آيه ظاهرش اين است كه فرشتگان براي همه اهل روي زمين استغفار مي كنند ولكن با دقت نظر به آيات ديگر مي فهميم كه اين آيه مقيَّد مي شود و فقط فرشتگان براي افراد مؤمن روي زمين استغفار مي كنند .

نظير آيه شريفه «‌بل عباد مُكرمون لا يسبقونه با القول و هم بأمره يعملون »‌[4]

و آية «‌إن الله لا يغفر أن يشرك به »‌[5] است كه به ضميمه كردن به آيه پيش فهميده مي شود كه فرشتگان با اذن خدا مي توانند كساني را كه مشرك نباشند شفاعت كنند از برخي روايات استفاده مي شود كه فرشتگان هر كس را كه در زمين مي بينند استغفار براي او مي كنند لكن بايد به اين نكته توجه داشت كه فقط شيء‌اي  كه نور داشته باشد مرئي مي باشد و شيءاي كه نوري نداشته باشد مرئي قرار نمي گيرد.

بنابراين  مومنين كه نور ايمان و عمل صالح دارند مرئي و فرشتگان قرار مي گيرند و مورد استغفار قرار
مي گيرند . برخلاف افراد غير مومن كه اين گونه نيست و شايد حديث «‌نوّر وابيوتكم بتلاوه القرآن »‌[6] ناظر به همين نكته باشد چرا كه منزكي كه در آن قرآن خوانده شود نوراني شده و فرشتگان براي اهل آن منزل استغفار مي كنند .

تذكر :‌ لازم است ذكر شود اين كه مي گوييم شفاعت فرشتگان تشريعي است از اين جهت است كه مجرياني را شفاعت مي كنند كه مغفرتشان وابسته به نظام تشريع است ولكن اين به معني اين نيست كه كار فرشتگان در محدودة‌ تشريع قرار گيرد بلكه ملائكه به هيچ وجه در محدودة‌ تشريع نمي باشد .

4-مومنان :‌برخي آيات دلالت دارد كه مؤمنان از شفيعانند از اين جهت كه در دنيا برا ييكديگر از خداوند آمرزش مي خواهند . آيه شريفه مؤيد مطلب فوق مي باشد :‌

« والَّذين جاؤوا من بعدهم يقولون ربّنا اغقرلنا و لا خواننا الذّين سبقونالالايمان ولا تجعل في قلوبنا غلاً لِلّذين آمنوا رَبَّنا إنك رئُوف رحيم »‌[7]

ترجمه :‌ «‌و آنانكه پي از مهاجر و انصار آمدند دايم در دعا به درگاه خدا عرض مي كند پروردگارا بر ما و برادان ديني مان كه در ايمان پيش از ما شتافتند ببخش و در دل ما هيچ كينه و حسد مومنان قرار مده پروردگارا توئي كه بسيار رؤوف و مهرباني »‌

5-توبه :‌همانا موثرترين شفاعت در دنيا توبه است چرا كه بقيه شفيعان فقط شفاعتشان بر كساني است كه مشرك نباشند ولكن توبه شفيعي است كه همه قابليت دادند كه بهاين نوع شفيعي شفاعت شوند .

«‌قُل يا عبادي الّذين أسرفوا علي انفسهم لا تقنطو امن رحمه الله أنّ الله يغفرالذنوب جميعاً»[8]

ترجمه : « بگو اي بندگانم كه به عصيان بر نفس خود اسراف كردند بگو هرگز از رحمت خدا نا اميد نشوند البته خداي همه گناهان را خواهد بخشيد»

و اميرالمومنين مي فرمايد :‌ «‌لا شفيع انجح من التوبه »‌[9] ترجمه : « شفيعي كار سازتر از توبه نيست »‌

البته شفاعت پيامبران يك نقطه امتياز نسبت به توبه دارند و آن اين كه شفاعت آن ها در آخرت هم محقق مي شو بر خلاق توبه كه فقط در دنيا مي باشد .

6-قرآن :‌خداوند درباره شفاعت قرآن در دنيا در قرآن كريم به آن اشاره كرده است :‌

«‌يهدي به الله من اتّبع رضوانه سبل السَّلام »‌[10]

ترجمه :‌ « خدا بدان كتاب هر كس ر كه از پي رضا و خشنودي او راه سلامت پويد هدايت كند »‌

در اين آيه خداوند مي فرمايد كسي كه تابع قرآن باشد راه هاي نجات را به او نشان مي دهيم .

7-ايمان :‌ايمان هم يكي از شفيعان است كه در قرآن كريم به آن اشاره شده  است :‌

« يا قومنا اجيبوا داعي الله و آمنوا به يغفرلكم من ذنوبكم و يجرم من عذاب أليم »‌[11]

ترجمه :‌ «‌ اي طايفه ما شما هم دعوت خدا را اجابت كنيد به او ايمان آوريد تا خدا از گناهانتان در گذرد و شما را از عذاب دردناك نگاه دارد »‌

8-عمل صالح :‌آياتي هم دلالت بر شفاعت كردن عمل صالح مي كند :

«‌قل إن كنتم تحبون الله فتّبعوني يحببكم الله و يغفرلكم ذنوبكم والله غفور رحيم »‌[12]

ترجمه :  «‌ بگو اي پيامبر اگر خدا را دوست داريد مرا پيروي كنيد كه خدا شما را دوست دارد و گناه شما ببخشد كه خداوند آمرزنده و مهربان است »‌

و آياتي هم دلالت بر شفاعت كردن عمل صالح همراه ايمان دارد نظيرآيه شريفه:‌

«‌يا أيها الذين آمنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم من عذاب أليم * تومنون با الله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله ..* يغفرلكم ذنوبكم ...»‌[13]

ترجمه :‌ «‌اي اهل ايمان آيا شما را به تجارتي سودمند كه شما را از عذاب دردناك نجات بخشم راهنمايي كنم * آن تجارت اين است كه به خدا و رسول ايمان آوريد و به مال و جان در راه خدا جهاد كنيد ....* تا خدا گناهان شما را ببخشد »‌

نكته :‌از برخي روايات بر مي آيد كه متعلقات عمل صالح از جمله ظرف مكاني و زمان عمل صاالح شفاعت مي كند نظير مسجد و مشاهد مشرفه و همچنين بعضي از شب ها يا روزهاي مقدس.

فصل دوم :‌ «‌شافعان شفاعت تشريعي در آخرت »‌

1-فرشتگان :‌يكي ايز شفيعاني كه در آخرت شفاعت مي كند فرشتگاه هستند ،‌ آيه زير در شفاعت آنان دلالت دارد :‌

«‌الذين يحملون العرش ومن حول .... و يستغفرون لِلَّدين آمنوا ... و قهم عذاب الجحيم* ربنا و ادخلهم جنات عدن ...*و قهم السيئات و من تق السيئات يومئذِ فقد رحمه»‌[14]

ترجمه :‌ «‌ فرشتگانيكه عرش با عظمت الهي را بر دوش گرفته و آ»ان كه پيرامون عرشند ... و براي اهل ايمان از خدا آمرزش و مغفرت مي طلبند ...... و آنان را از عذاب دوزخ حفظ فرما * خدايا داخل كن آنان به بهشت عدن ...* و مومنان را از اعمال زشت نگهدار كه هر كه را امروز تو از زشتكاري محفوظ داري در حق او رحمت و عنايت بسيار فرموده اي»‌

با توجه به جمله «‌وقهم عذاب الجحيم »‌و جمله «‌ادخلهم جنات عدن»‌فهميده مي شود كه شفاعت و استغفار فرشتگان در اين آيه در آخرت خواهد بود . نكته اي كه در شفاعت فرشتگان است اين است كه شفاعت اينها مسبوق به استشفاع شفاعت شونده نمي باشد چرا كه بسياري از افراد صالح لياقت گفتمان با ملائكه را ندارند چه رسد به افراد گناهكار ر. اگر  چه ممكن است تحت عنوان استمداد عمومي از آن ذوات نوراني استشفاع شود .

2- اصحاب اعراف :‌آنان گروهي هستند كه بر اعراف مشرفند و به شفاعت آنان كساني كه دراعراف سرگردانند شفاعت مي شوند

«‌و ناد ياصحابُ الاعراف رجالا ً يَعْرفونَهم بِسيما هم ...* أهؤلاأ‌الَّذين أقُسَمْتم لا ينالهم الله لرحمه ادخلو الجنةلا خَوفٌعُليكم و لا انتم تَحْزنون »‌[15]

ترجمه :  «‌ و اهل اعراف مرداني كه بسيمايشان مي شناسند ...* آيا آنهايي از مومنان كه سوگندياد
مي كرديد كه خدا آنان را مشمول عنايت و رحمت خود نمي گرداند . اكنون مقامشان را مي بيندي؟‌[به همان ها امروزخطاب شود كه ] در بهشت به هيچ خوف و انديشه و بي هيچ گونه خون و اندوه داخل شويد »‌

تعبير «‌رجالاً»‌ چند نكته را مي رساند و آن اين كه گروه خاص از فرشتگان نيستند و شخصيت ها بر جسته اي هستند كه  خداوند به آن ها اذن سخن گفتن داده است در حالي كه افراد عادي در روز قيامت اذن سخن گفتن ندارند .

« يوم يأت لا تكلم نقس إلاّ‌باذنه »‌[16]

ترجمه :‌ ‌« روزي مي آيد كه كسي سخن نمي گويد جز به اذن خدا »‌.

در روايات اسلامي «‌رجال »‌ به ائمه اطهار عليهم السلام داده شده است

3- قرآن :‌از برخي روايات[17] بر مي آيد كه يكي از شيفعان روز قيامت قرآن است ،‌ بر پايه برخي احاديث[18] ، قرآن به صورت يك فرد نوراني متمثل شده و از ميان صفوف فرشتگان و پيامبران عبور مي كند و خداوند به او اذن مي دهد كه شفاعت كند . نكته اي قابل توجه است و آن اين كه شفاعت قرآن مانند ساير شفيعان به معناي جبران كمبودهاست نه آنكه بعضي ها گفته اند مراد از شفاعت قرآن به اين است كه شهادت مي دهد به زبان حال كه اين مومن ، به آن چه كه من امر كردم عمل كرد و هر چه كه نهي كردم دوري گزيد چرا كه چنين چيزي شهادت قرآن است نه شفاعت آن .

قرآن حقيقتي است كه نه تنها  خود شفيع است بلكه در قلب هر مومني اگر حقيقت قرآن باشد ،‌آن شخص را به مقام شفاعت مي رساند و هر كس به مقدار آن كه قلبش قرآني باشد به همان مقدار هم شفاعت مي كند .

«‌قال اميرالمومنين عليه السلام :‌ من تعلم القرآ» فاستظهر ، فاحل حلاله وحرم حرامه ادخله الله به الجنه و شفعه في عشره من اهل بيته كلهم قد وجبت له النار»‌[19]

ترجمه :‌ «‌ كسي كه قرآن را بياموزد و حفظ كند و حلال آن را حلال و حرام آن را حرام بداند [ مقيد به احكام قرآن باشد ] خداوند او را به دليل اهل قرآن بودن ، به بهشت وارد مي سازد و شفاعت او را درباره ده تن از خويشانش كه همه سزاوار آتش اند مي پذيرد  »‌

نكته اي لازم است كه ذكر شود و آن اين كه حقيقت قرآن جداي از حقيقت عترت نيست و هرگز قرآن به تنهايي كسي را به مقام شفاعت نمي رساند زيرا عمل به قرآن شرط است و بهترين راه عمل به قرآن اعتصام به حبل عترت ظاهره عليهم السلام مي باشد .

4- شاهدان و عالمان به اعمال انسان ها :‌ بر اساس آيه:

 «‌و لا يملك يرعون من دونه الشفاعه ألا من شهد بالحق و هم يعملون»[20]

از جمله شفيعان روز قيامت كساني هستند كه شاهد و عالم بر گفتار و كردار انسان ها باشند و همان مقام شفاعت مستلزم مقام شهادت است و اصولاً كساني مي توانند شهادت به حق و عالم به اعمال و رفتار انسان ها باشند كه به اذن خدا بر اعمال انسان ها احاطه داشته باشند و خداوند به آنها در مقام تحمل شهادت و اداء ‌آن اذن داده باشد .

نكته ديگري از آيه استفاده مي شود و آن اين كه كساني كه گفتار آن ها به حق و مورد رضايت حضرت حق باشد دلالت دارد كه ذات و شخصيت آنها مورد رضايت خداوند مي باشد چرا كه كمال فعل مترتب  بر كمال مبدأ‌و ذات آن فعل است . بنابر اين كساني كه مورد رضايت حضرت حق باشند و شاهد بر اعمال انسان ها باشند از شفيعان روز قيامت هستند چنان چه مصداق بارز شاهدان و عالمان ،‌رسول اكرم و حضرات معصومين عليهم السلام مي باشد .

5- پيامبران:‌ از آيه :‌

«‌و قالوا تّخذالرحمن ولداً سبحانه بل عباد مكرمون * .. و لا يشفعون إلا لمن ارتضي ...»[21]

فهميده مي شود كه انبياي عظام به مقام شفاعت مي رسند ،‌چرا كه يهوديان و مسيحيان عزيز و عيسي مسيح را فرزند خدا مي دانستند و اذا از اين آيه فهميده مي شود كه كساني كه آنها را فرزند خدا مي دانند و بلكه به طور كلي انبياء از آن جهت كه «‌عباد مكرمون»‌هستند به مقام شفاعت مي رسند . رواياتي هم بر شفاعت آنان دلالت دارد از جمله «‌قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم :‌لكل نين شفاعه ...»[22] لازم به ذكر است كه شفاعت انبياء مختص به امت خودشان نيست بلكه هركس كه ايمان به رسالت آن ها داشته باشد مورد شفاعت آنها قرار مي گيرد .

6- پيامبر اكرم : ‌از بعضي آيات و روايات دانسته مي شود كه پيامبراكرم در روز قيامت شفاعت مي كند اينك آياتي كه دلالت بر شفاعت آن حضرت مي كند :‌

«‌ و مِنَ‌ الّيل فَتَهَجَّدْ بِه نافلهً لَك عَسي أن يَبْعَتُكَ رَبُّكً مَقاماً مَحمودا »[23] يا

«‌وَ لَأخره خيرً لَكَ مِنَ الاولي[24]

با توجه به رواياتي كه در تفسير اين دو آيه آمده منظور از مقام محمود و عطائي كه در قيامت به آن حضرت اهداء‌مي شود همان شفاعت او مي باشد و در حديثي از امام باقر عليه السلام است كه آيه «‌ ولسَوْف يُعُطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضي »‌را اميد بخش ترين آيه در قرآن ذكر كرده است [25]. به خاطر اين كه پيامبر رحمه للعالمين و مظهر رافت الهي است و هرگز حاضر نخواهد شد كه خود در بهشت باشد و دوستان او در جهنم حاضر باشند واز او استغاثه كنند . نكته لازمي بايد ذكر كرد و آن اين است كه نصاب لازم براي رسيدن صداي استغاثه كننده به مغيث همان است كه در متون ديني ذكر شده است وگر نه ممكن است فرد از تبهكاران آن قدر تيره دل باشند كه صداي استغاثه او به گوش پيامبر نرسد و پيامبر آنها را فراموش كند چنان كه حضرت نوع  عليه السلام به ياد فرزند خود نيست و در نتيجه متأثر هم نخواهد شد به عبارت ديگر رافت رسول الله رأفتي عقلي است نه عاطفي .به اين مطلب در روايات اشاره شده است [26].

درباره شفاعت رسول اعظم صلي الله عليه و آله و سلم رواياتي هم ذكر شده است كه دلالت بر شفاعت عمومي آن حضرت مي كند مثلا ً اين روايت ازي امام صادق عليه السلام :‌

«‌ما من احدٍ إلا يحتاج إلي شفاعه محمد يومئذٍ‌...»[27]

ترجمه : «‌هيچ كسي نسيت مگر آن كه به شفاعت محمد احتياج دارد زماني كه ..»

در حقيقت معناي حديث بايد گفت كه مراد از اين شفاعت اين مي باشد كه شفاعت همه شبعيان حتي پيامبران و امامان در طول شفاعت حضرت رسول اعظم صلي الله عليه و آله و سلم است بعني شفيعان با اذن و اجازه پيامبر اكرم شفاعت مي كنند مؤيد اين مطلب رواياتي است كه مي گويند همه پيامبران رسول اكرم را به عنوان شفيع به اهل محشر معرفي مي كنند[28].

نكته جالب ديگر اين كه در انجيل برنا با كه متقن ترين اناجيل است به شفاعت رسول آلله در موارد عديده اشاره كرده است اينك نمونه اي از آن :‌

1- پس آن وقت رسول الله عرض مي كند :‌اي پروردگار من كسان از مومنان شفاعت مي شوند كه هفتاد هزار سال در دوزخ مكث كرده اند .

2-كجاست رحمت تو اي پروردگار من .

3- من همانا به سوي تو زاري مي كنم كه ايشان را از اين عقوبات تلخ آزار نمايي

4- پس آن وقت خدا چهار فرشته مقرب خدا را امر مي فرمايد كه به دوزخ رفته و هر كه را به آيين پيعمبر اوست بيرون آورده و به سوي بهشت او را رهبري كنند .

5- و آن است كه آنرا خواهند كرد .

6- و از فوائد آيين رسول الله اين مي شود كه هر كس به او ايمان آورده باشد ،‌به بهشت خواهد رفت،‌ بعد از آن عقوبتي كه از آن سخن راندم ،‌حتّي اين كه اگر چه عمل صالحي هم نكرده باشند ،‌ زيرا كه او بر آيين او مرده »‌[29]

7- حضرات معصومين :‌احاديث زيادي است كه دلالت دارد كه حضرات معصومين شافعين روز قيامت هستند اينك روايات اين بخش :‌پيامبر گرامي اسلام دربارة‌شفاعت حضرت علي عليه السلام مي فرمايد :‌

«‌إني لا شفع يوم القيامه فاٌشفع و يشفع علي فيشفع »‌[30]

ترجمه :‌ «‌ همانا من در روز قيامت شفاعت مي كنم پس شفاعتم پذيرفته مي شود وعلي شفاعت مي كند پس شفاعتش پذيرفته مي شود »‌

همچنين درباره حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها رواياتي رسيده است كه عبارت است از اين كه روايتي آمده است :‌از پيامبر اكرم دربارة ‌شفاعت فاطمه سلام الله عليها وارد شده است :‌

«‌ ايما امراه صلت في السوم و اليله خمس صلوات و صامت شهر رمضان و حجت الله الجرام و زكات مالها و اطاعت زوجها و والت علياً بعدي دخلت بشفاعتي انبتي فاطمه ..»‌[31]

ترجمه : «‌ هر زني كه نمازهاي پنچ گانهاش را بخواند و زوره ماه رمضان را بگيرد و در صورت استطاعت به زيارت خانه خدا برود و زكات مالش را بدهد و از همسرش اطاعت كند و پس از من ،‌علي را به امامت بپذيرد ،‌به شفاعت دخترم فاطمه وارد بهشت خواهد شد »‌

از اين روايت فهميده مي شود كه همانا مقام شفاعت و عصمت اختصاص به مردان ندارد و زنان هم
 مي توانند از اين مقامات بهره مند شوند لكن سمت هاي اجرايي ازي قبيل جنگ و صلح و... جزء‌وظايف پيامبران و امامان است كه آن ها هم مرد هستند . نكته اي قابل ملاحظه است و آن اين كه شفاعت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مخصوص بانوان نيست گر چه بعضي از خصوص متعرض خصوص بانوان است .

در رواياتي هم موجود است كه اهل بيت پيامبر هم در آخرت شفاعت مي كنند رسول اكرم مي فرمايد :‌

«‌فيشفع اهل بيتي يُشَّفَعُون»‌[32]  

ترجمه :‌ « پس اهل بيت من شفاعت مي كنند پس شفاعتشان پذيرفته مي شود »‌

8- مومنان :‌از انضمام آيه شريفه :‌

«‌والّذين آمنوا با الله و رسله ، اولئك هم للصديقون والشهداء‌عند ربهم لهم اجرهم و نورهم »‌[33]

ترجمه :‌ «‌و كساني كه ايمان آورند به خدا و رسولش آنها به حقيقت راستگويان و شاهدان نزد پروردگارشان هستند و براي آن اجرشاهدان و پاداش و نور آنها مي باشد . »‌

به آيه «‌و لا يملك .... الشفاعه إلا من شهر بالحق »‌[34]

نتيجه گرفته مي شود كه مومنان از آن جهت كه ملحق به شاهدان مي شوند داراي مقام شفاعت خواهند بود . همانا حقيقت ايمان معرفت حقيقي ثقلين از اسك سو و اعتصام عملي به آن است و چون سرمايه مومن همان قرآن و عترت اوست بنابراين شفاعتي هم مي كند همان ظهور شافع بودن حقيقت قرآن و عترت است كه بوسيله مومن راستين اظهار مي شود و بازگشت چنين شفاعتي در حقيقت به شفاعت قرآن و عترت مي باشد . نكته اي كه از ميان رواياتي كه درباره شفاعت مومنين است استفاده مي شود اين است كه همانا مومنين به اندازه ايماني كه دارند شفاعت مي كنند به همين علت روايات در تعداد شفاعت كردن مومنان هم مختلف مي باشد اينك اين روايات :‌

«‌قال رسول الله :‌ليدخلن الجنه شقاعه رجل من امتي اكثر من بني تميم »[35]

ترجمه :‌ «‌رسول اكرم مي فرمايند :‌در پرتو شفاعت يك فرد از امت من ، جمعيتي بيش از جمعيت قبيله بني تميم (قبيله اي پر جمعيت )‌ داخل بهشت خواهند شد »‌

«‌قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم :‌إن الرجل من امتي ليشفع لافئام من الناس فيدخلون الجنه و إن الرجل ليشفع للعصبه و إن الرجل ليشفع للثلاثه و للرجال »‌[36]

ترجمه :‌ «‌مردي از امت من براي گروه هاي زيادري از مردم شفاعت مي كند ،‌و مردي براي يك قبيله و طايفه ،‌و مردي براي خويشاوندان خود ،‌و مردي براي سه نقر و مردي براي دو نفر و برخي براي يك نفر شفاعت مي كند »

9- محب فاطمه سلام الله عليها و ذريه صالح پيامبر اكرم :‌از روايات[37] استفاده مي شود كه اين دو گروه در قيامت شفاعت مي كند . نكته اي كه در اين بخش لازم است و آن اين است كه همان طور كه قلب قرآني باعث شفاعت مي شود قلب علوي و نبوي و فاطمي باعث شفاعت مي شود ،‌هر كس به اندازه اي كه دلش فاطمي باشد در قيامت شفاعت مي كند نكته ديگر آن كه صرف عترت و خلاصه آن كه هيچ يك از اين دو به تنهايي كسي را به مقام شفاعت نمي رساند .

10- عالمان و شهيدان :‌اين دو از ديگر شفيعان روز قيامت هستند «‌عن رسول الله : ثلاثه يشفعون إلي الله عزو جل فيشفعون و الأنبياء ثم العاماء ثم الشهداء‌»[38] در هر توضيح حديث بايد گفت كه منظور از شهيدان كشته شدگان در راه خدا هستند نه شاهدان بر اعمال و منظور از علماء‌ كه مقدم بر شهيدان مي باشند كساني هستند كه همسان شهادين خدا را ياري كرده و با قلم و بيان خود شهيد مي پرورانند ، عالماني كه وزن مداد آنها وزين تر از خون شهيدان است .

11- خداوند متعال : از برخي روايات چنين دريافت مي شود كه پس از شفاعت كنند گان خداوند مهربان خود گناهكاران را شفاعت مي كند و آنان را از عذاب مي رهاند ،‌از پيامبر اسلام نقل شده است :‌

«‌يشفع النبيون والملائكه والمومنون فيقول الجبار بقيت شفاعتي »‌[39]

ترجمه : «‌شفاعت مي كنند پيامبران و ملائكه و مومنون پس مي گويد خداوند جبار كه شفاعت من باقي ماند»

شفيعان ديگري از جمله خويشاوندان ،‌همسايگان ،‌امين بودن ،‌توسل به پيامبر و درود فرستادن بر محمد و آل محمد و روزه. در روايات به آن اشاره شده كه با توضيحات قبلي معناي آن روشن است و نيازي به توضيح ندارد .



[1] - ماءده – آيه 18

[2] نساء‌- آيه 64

[3] - شورن – آيه 5

[4] - أنبياء – آيات  26-27

[5] - نساء – آيه 48و116

[6] - بحار الانوار – جلد 89- صفحه 20

[7] - حشر – آيه 10

[8] - زمر – آيه 53

[9] - نحج البلاغه – حكمت 371

[10] - مائده – آيه 16

[11] - احقاف – آيه 31

[12] - آل عمران – آيه 33

[13] - صف – آيه 10-12

[14] - غافر – آيه 7-9

[15] - اعراف – آيه 48-49

[16] - هود – آيه 105

[17] - حديث 9 از بخش سوم

[18] - وافي – جلد 5 – صفحه 1694

[19] - سنن ترمزي – جلد 4 – صفحه 245

[20] - زخرف – آيه 86

[21] - أنبياء – آيات 26-28

[22] - بحار الانوار – جلد 8 صفحه 4

[23] - اسراء‌- آيه 79

[24] - ضحي – آيه 5

[25] - تفسير فرات

[26] - نور اثقلين – جلد 5 – صفحه 484

[27] - بحار الانوار – جلد 8 – صفحه 39

[28] - بحار الانوار – جلد 8 – صفحه 35

[29] - انجيل برنابا – ترجمه حيدر قلي خان كابلي – صفحه 243-245

[30] - مناقب – جلد 2 – صفحه 15

[31] - امالي صدوق – صفحه 291

[32] - مناقب – جلد 2 – صفحه 15- مجمع البيان – جلد 1 – صفحه 104

[33] - حديد – آيه 19

[34] - زخرف – آيه 86

[35] - سنن ابن ماجد – جلد 2 صفحه 1444

[36] - مسند احمد _ جلد 3- صفحه 20

[37] - بحار الانوار – جلد 8 صفحه 52

[38] - بحار الانوار - جلد 8 – صفحه 34

[39] - صحيح بخاري – جلد 9 – صفحه 160