بخش چهارم :‌ « فلسفة ‌شفاعت »‌

همانا اعتقاد به شفاعت ماية‌ اميدواري گناهكاران و دليل بازگشت آنها به راه سعادت است ، شفاعت باعث مي شود كه شخص كه گناهكار است اگر پشيمان شود درب هاي سعادت را بر روي خود بسته نبيند و هنوز درب سعادت براي او باز باشد و اين باعث مس شود كه فرد خطا كار به راه سعادت و صراط مستقيم برود و انسان صالحي شود .

اگر دين اسلام ديني باشد كه صرفاً روي مسئله خوف و عذاب تكيه مي كرد همانا بسياري از مردم به علّت آن كه درب بهشت و خوشبختي را به روي خود بسته مي ديدند دست به هر گونه گناهي مي زدند و حتي گاهي به اختلالات رواني دچار شده و چون عامل بدبختي خود را جامعه مي ديدند تبديل به عنصر خطرناكي براي جامعه مي شدند و يا اگر اسلام فقط به مسئله رجا و اميد عنايت داشت براي مردم هم جرأت بر گناه كردن خيلي آسان مي شد ولي خداوند با مطرح كردن مسئله شفاعت مردم را بين خوف و رجاء‌قرار داد و آ»ها را به حركت واداشت تا استعداد دروني آنها كشف و شكوفا شود .

اشتباه نشود كه شفاعت موجب جري شدن بر گناهان مي شود بلكه اگر باشد ائطش تحقق پيدا كند هيچ گونه موجب جرأت مردم بر گناه نمي شود [ در بخش هاي آتي توضيح بشتري خواهيم داد .]

 

يكي از مسائلي كه در اسلام مورد اهميت والايي قرار گرفته است مسئلة شفاعت مي باشد ،‌در قرآن به طور مكرّر به اين مسئله توجه شده است و در احاديث اهل سنت و شيعه بسيار فراوان آن مسئله مورد اشاره قرار گرفته است. به گونه اي كه همه مذهب هاي اسلامي آن را به عنوان يك اصل اساسي قبول دارند و اگر اشكالاتي هم هست بر سر مسائل فرعي آن است اگر چه آن مسائل فرعي هم داراي اهميت مي باشند ،‌به هر حال با اين كه اين اصل ،‌يك مطلب مورد قبول همة‌مذهب هاي اسلامي است ليكن مورد اشكا لات و شبهات زيادي قرار گرفته است ،‌اين گونه اشكالات ناشي از بدفهمي ها وتفسير هاي اشتباهي است كه دربارة شفاعت شده است و اين گونه تفسيرهاست كه باعث مي شود اين اصل مورد همه اشكالات قرار گيرد از اين جهت ما در صدد بر آمديم ،‌اين اصل اساسي اسلام را به طور روشن و صحيح تفسير كنيم ،‌ تا از اشتباهاتي كه احياناً‌ حتّي براي بعضي از روحانيون پيش مي آيد چه رسد به مردم  جلوگيري كنيم ،‌هر چند اين مقاله در مقابل تحقيقاتي كه علماي اسلام كرده اند قطره اي در برابر اقيانوس است .