اَلحَمدُللهِ ربِّ العالَمین

                       وَ الصَّلاهُ وَالسَّلامُ

                                    عَلی سَیِدَنا اَبوالقاسِم المُصطَفی مُحَمَّد صَلی الله علیه وآله وسلم

                                                        وَالحَمدُلله الَذی جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسِّکینَ بِوِلایَه عَلی بنِ اَبی طالِب علیه السلام   

درود و سپاس بر خدای یکتای بی همتایی که بر اهل ایمان منت گذاشت و رسولی از خود آنها در میانشان برانگیخت که آیات خدا را بر آنان بخواند و نفوس آنان را پاک گرداند و به آنها احکام شریعت و حقایق حکمت بیاموزد هر چند از آن پیش در گمراهی بودند؛ و حمد خدا برای اینکه ما را از میان ادیان مختلف، اسلام و از میان مذاهب مختلف، شیعه اثنی عشری قرار داد.

در زمانی زندگی می کنیم که انواع تبلیغات و توطئه ها و انحرافات، فطرت، عقل و دین انسانها را مورد تهاجم قرار داده است، جای تردید نیست که هر چه تاریکی بیشتر شود به نور بیشتری نیاز داریم و هر چه امواج خطر ناک تر شود، کشتی مطمئن تری لازم است. در برابر امواج انحرافات فکری و عقیدتی ادیان و مذاهب غلط، نیاز به کشتی نجات بخشی داریم که همان نور الهی و پیامبر و اهل بیت اوست، ولی بهره گیری از این دو سرچشمه در گرو شناخت دو مطلب است؛ اولاً شناخت عقائد و نظرات خصمانه دشمنان پیامبر و اهل بیت او و ثانیاً پیمودن صحیح مسیر شناخت و ایمان.

که از جمله این نظرات و عقائد انحرافی، عقیده انحرافی وهابیت است که نیاز به تفحص و بررسی و کنکاش بیشتر دارد. در پایان این دست آورد ناقابل را تقدیم به صاحت مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف می نمایم، باشد که مورد رضایت حضرتش قرار گیرد. 

هر مسلمانی که چشم خود را بگشاید این امر بر او پوشیده نیست که، وهابیان نخستین خدمتگزاران استعمار غربی در کشورهای اسلامی هستند، تنها این نسیت بلکه اگر به آثار باقیمانده محمد بن عبدالوهاب و رهبران نخستین بعد از وی بنگری هیچ اثری برای آبادی زمین و برپایی عدالت و دادرسی مظلوم و مبارزه با فقر و جهل از آنها نمی بینی. حتی اثری برای بهتر کردن وضع زندگی و پیشرفت علمی و اقتصادی و اجتماعی دیده نمی شود و اثری از صلح و آرامش به چسم نمی خورد، بلکه، جز تکفیر مسلمانان و مشرک شمردن آنان و واجب دانستن قتل آنها و اباحه خون و اموالشان چیز دیگری نمیبینیم، ‌تنها چیزی که حساسیت آنها را به خود جذب می کند، صورت قبر و مسجد وشخصی است که بگوید ای پیامبر رحمت مرا نزد خدا شفاعت کن.

آنچه وهابیان را بر آن داشته است که این چنین در مطالب دقت به خرج دهند، اموری است که نمونه های کامل آنها در زیر بیان می شود: یکی از آنها کم اندیشی و تنگ نظری است،‌ وهابیان غیر از این سخنی بلد نیستند و فکری غیر این در اذهانشان پیدا نمی شود.

امر دیگر؛ ناتوانی از درک مفهوم زندگی و پیشرفت با زمان است که به طور کلی از توجه به تعالی و ترقی مناسب نسبت به مسائل دینی و علمی و اجتماعی در این عصر جدید اجز دارند. به این دلیل برهمان حرفهای کهنه و پوسیده تکیه می کنند و دربزرگ داشتن و قداست دادن به آن، زیاده روی می کنند تا از این راه برای خود روزنه ای به منظور مشرف شدن، بر این دنیای مترقی و پیشرفته پیدا کنند.

دیگر از این امور دوستی صریح و آشکار آنان با مسلمانان است و این مطلبی است که نیاز به استدلال ندارد و بر هیچ کس پوشیده نیست. هیچ گروهی از مسلمانان آنچنان اعتقاد به دوستی با غربی ها ندارند که وهابیان با آنها دارند، برای آنها فروتنی می کنند و به آنان تقرب می جویند و از کارهای خائنانه ایشان دفاع می کنند و این عقیده مستمر وهابیه است که هرگز نمی شود که از آن دست بردارد.

وجوب وهابیت در کشورهای اسلامی، باعث رخنه ای است که پیوسته دروازه ها را بر روی صهیونیزم و صلیبیان ستمگر، باز می کند که هرگونه که بخواهند در جهان اسلام نفوذ کنند، انسانها را بد نام، اموال را تاراج، بناها را ویران سازند و همه چیز را متسرف شوند و پیوسته به نفوذ خود بیفزایند، اینان همان عناصر پلیدی هستند که در گذشته زمینه را برای غربی ها آماده کردند که نطفه اسرائیل از همه جا مانده را در قلب کشورهای اسلامی بپاشند و اینها همان کسانی هستند که در طول تاریخ تمام حکومت های مزدور غرب را تقویت کردند و به این وسیله جلوی جنبشهای آزادی خواه سازش ناپذیر را گرفتند. اینها همان جرثومه های پلیدی هستند که امروز آماده اند تا جای پای چکمه پوشان غربی را در قلب جهان اسلام باز کنند و اسرائیل وامانده را چنان رسمیتی دهند که حتی اندیشه براندازی آن را در مخیله خود راه ندهند.

وهابی ها از بیداری مسلمانان می ترسند چنان که اسرائیلیها از آن می ترسند چرا که سرنوشت اینان به پایان کار آنها گره خورده است.                                ( والاسلام علیکم و رحمه الله و برکات)