غيبت از نظر قرآن‏:

در قرآن كريم از غيبت بسيار به بدي ياد شده  و در مورد زشتي و بدي آن آيات زيادي را خداوند ذكر

كرده است كه ما در اين بخش به ذكر آنها مي پردازيم .

شكى  نيست كه  غيبت از گناهان كبيره است  و مرتكب  كبيره  مستحقّ  دوزخ است،  چنانكه  در ذيل

 آيه شريفه«إنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ  سِيّئاتِكُمْ  وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلا كَريما» (1) »امام صادق

عليه السّلام  فرمود : الكبائر الّتى  أوجب اللّه  عزّ و جلّ عليها النّار. (2) گناهان  كبيره  گناهانى است  كه

 خداوند مجازات آتش براى آنها مقرّر داشته است.                     

قرآن كريم در چند مورد شديدا از غيبت نكوهش نموده و از آن نهى كرده است، از جمله: وَيْلٌ لِكُلِّ

 هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ. واى بر عيب‏جويان هرزه‏گوى. (3)

وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضا أ يُحِبُّ احَدُكُمْ أنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أخيهِ مَيْتا فَكَرِهْتُموهُ (( هيچ  يك از شما از ديگرى

غيبت  نكند. آيا كسى از شما دوست  دارد  كه گوشت مردار برادر خود را بخورد؟ [به يقين‏] همه شما

 از اين كار كراهت داريد )) (4) [پس بدانيد كه غيبت كردن مانند خوردن گوشت مرده  برادر دينى است

 از آن سخت بپرهيزيد] از اين دو آيه  استفاده  مى‏شود كه در غيبت انگيزه عيب جويى شرط است، زيرا

در آيه اول از غيبت به عنوان عيب جويى و هرزه گويى مذمّت شده و در آيه دوم

 غيبت را با خوردن گوشت مردار برادر دينى تنظير نموده و اين تنظير به خاطر آن است كه غيبت ترور

شخصيت  ديگران است ، گويى غيبت  كننده  به وسيله غيبت شخصيت آنها  را  له كرده  و از  صحنه

بيرونشان  مى‏كند. در اينجا غيبت كننده  با غيبت  دو كار انجام مى‏دهد:  يكى آنكه ديگرى را  بى‏آبرو

مى‏كند، دوم آنكه  بدين وسيله براى كسب وجاهت  و آبروى خويش  دست و پا مى‏كند  و در حقيقت

ترور شخصيت ديگران را ما يه حفظ آبروى خود  مى‏پندارد و به اصطلاح  شخصيت  خود  را در گرو

مردن ديگران و پايمال كردن آنها مى‏بيند.

نكته ديگرى كه از اين آيه استفاده مى‏شود اين است كه غيبت تنها در مورد مسلمين حرام است زيرا دو عبارت«بَعْضُكُمْ بَعْضا» و«لَحْمَ أخيه» اشاره به مؤمنان است و غير مؤمنان را شامل نمى‏شود.

سومين نكته‏اى كه ممكن است از آيه شريفه برداشت شود آن است كه غيبت در صورتى موضوعيت پيدا

مى‏كند كه طرف  مقابل حضور نداشته  باشد، زيرا  علاوه  بر آنكه لغت  غيبت  نشانه عدم  حضور  است

 كلمه  «ميتا» نيز  به  اين معنى اشاره  دارد، چون در آيه شخص مغتاب (غيبت شونده) مانند مرده فرض

 

 


(1) سوره نساء آيه 31

 (2) اصول كافي ج 2 باب الكبائر حديث 1

(3) همزه آيه 1

(4 حجرات آيه 12)

غيبت ...................................................................................................  صفحه13

                             

 

شده است، پس همان  گونه كه  شخص مرده غايب است و نمى‏تواند از خود دفاع كند او نيز در اثر عدم

 حضور قادر به دفاع از آبرو و حيثيت خويش نيست.

نكته چهارم  آنكه  همان طور كه مرده ديگر زنده نمى‏شود آبروى از دست رفته نيز قابل برگشت نيست. و

اللّه اعلم. چه بسيار افرادى كه آزرده خاطر از دنيا رفتند وديدارها به قيامت افتاد و آنگاه در پيشگاه خداوند

متعال  به  محاكمه  و  دادخواهى  بر خواهند  خاست. نعوذ  باللّه  من  شرّ  الشّيطان و  من  غضب  الرّحمن.

لا يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إلا مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللّهُ سَميعا عَليما. (1) «»خداوند دوست ندارد كسى با

 سخنان خود بديها را اظهار كند مگر آن كسى كه مورد ستم واقع شده باشد. و خداوند شنوا و دانا است.

از اين آيات استفاده مى‏شود كه خداوند دوست ندارد بديهاى ديگران آشكار شود و عيوب آنان فاش گردد

 و آبروى مردم از بين برود.

در آيه ي ديگر خد اوند مي فرمايد :

: «إنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِى الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ »يعنى: «به تحقيق كسانى كه دوست

 مى‏دارند كه فاش شود امر قبيح و ناشايست در حق طايفه‏اى كه ايمان آورده‏اند از براى ايشان عذاب

دردناك است . (2)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


(1) سوره نساء آيه 148

(2) سوره 24 آيه 19

 

غيبت ...................................................................................................  صفحه14

 

 


غيبت از نظر روايات‏ :

در روايات اسلامى نيز به طور جدّى از غيبت كردن نهى شده و آثار سوئى براى آن بيان گرديده است

كه در اين باره به  طور مشروح  به  بحث  مى‏پردازيم، زيرا مردم كمتر به حرمت  و  گناه غيبت توجه

دارند،  و همان گونه كه  مرحوم شهيد ثانى  مى‏فرمايد: بيشتر مردم براى ادامه نماز، روزه و بسيارى از

عبادات  و آنچه  وسيله  قرب  مقام در نزد پروردگار مى‏شود مى‏كوشند و بسيارى از محرّمات از قبيل

 زنا، شرب خمر و... را مرتكب  نمى‏شوند و  با  اين  همه، بيشتر اوقات  خود  را  در  مجالس  لهو و

خوشگذرانى  و  سخنان  بيهوده  و... تلف  مى‏كنند و آبروى برادران دينى خود را مى‏برند و آن را جزو

گناهان به حساب نمى‏آورند، گويى از مؤاخذه خداوند متعال در ارتكاب اين  گونه اعمال  بيمى ندارند .

خلاصه اينكه بسيارى از مردم مرتكب غيبت مى‏شوند و گويا آن را گناه نمى‏دانند و از  اين نكته غافلند

 كه كارهاى ديگرى كه انجام مى‏دهند  و حسناتى كه كسب مى‏كنند با  يك غيبت  تمام آنها  را  از بين

مى‏برند .

 پيامبر اكرم صلي الله غيبت كردن از برادر ديني و همچنين هتك آبروى مسلمان را  بدتر از رباخوارى

 معرفي مي كند و مي فرمايد :

إنّ الدّرهم يصيبه الرّجل من الرّبا أعظم عند اللّه في الخطيئة من ستّ و ثلاثين زنية، يزنيها الرّجل و أربى

الرّبا عرض الرّجل المسلم.«»

درهمى كه انسان از ربا به دست مى‏آورد گناهش نزد خدا از سى و شش زنا بزرگتر است و بالاترين ربا

معامله كردن با آبروى مسلمان است.

در جاي ديگر  جابر بن عبد اللّه و أبي سعيد خدرى  از پيامبر اكرم در مورد غيبت كردن شنيدن كه پيامبر فرمودند : إيّاكم و الغيبة فانّ الغيبة أشدّ من الزّنا إنّ الرّجل قد يزنى فيتوب فيتوب اللّه عليه و إنّ صاحب

الغيبة لا يغفر له حتّى يغفر له صاحبه.«»

از غيبت بپرهيزيد كه غيبت از زنا بدتر است، زيرا زناكار ممكن است توبه كند و خدا توبه او را بپذيرد

 اما غيبت كننده مورد عفو قرار نخواهد گرفت مگر اينكه طرف از او راضى شود.

همان گونه كه قرآن مجيد غيبت كردن را مانند خوردن گوشت برادر مؤمن مى‏داند در روايات نيز به اين

مطلب اشاره و تأكيد شده است:

پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:

سباب المؤمن فسوق و قتاله كفر و أكل لحمه معصية و حرمة ماله كحرمة دمه.«»

دشنام دادن به مؤمن گناه و جنگيدن با او كفر و خوردن گوشت او [به وسيله غيبت‏] معصيت است، و

احترام مال مؤمن مانند احترام خون اوست.

 

غيبت ...................................................................................................  صفحه15

 


اينكه قرآن مجيد و روايات از غيبت تعبير به خوردن گوشت انسان مرده مى‏كنند بر شدت و بزرگى گناه

گواهى مى‏دهد و اين گونه تعبير فقط در باره غيبت  وارد شده است. كسى كه غيبت  شخص ديگرى را

 مى‏كند چون طرف (غيبت شونده) حضور ندارد كه از خود دفاع كند و در نتيجه آبرويش از بين مى‏رود

 و شخصيتش در ميان مردم له مى‏شود، تشبيه به مرده شده است.  زيرا  اگر آبروى كسى  در ميان اجتماع

بريزدهيچ چيز نمى‏تواند آن را جبران كند و در ميان مردم براى هميشه سرافكنده است. از اين  رو، كسى

كهغيبت مى‏كند مانند اين است كه گوشت  برادر مسلمان  خود را  با اينكه مرده است  مى‏خورد  تا براى

خود كسب حيثيت كند.

مرحوم طبرسى در شأن نزول آيه شريفه«وَ لا يَغْتَبْ بَغضُكُمْ بَعضا» (1) مى‏نويسد:

نزل في رجلين من اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اغتابا رفيقهما و هو سلمان بعثاه إلى

رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لياتى لهما بطعام فبعثه إلى اسامة بن زيد و كان خازن رسول اللّه

صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، على رحله فقال ما عندى شي‏ء فعاد إليهما فقالا بخل اسامه و قالا لسلمان لو

 بعثناه إلى بئر سميحة لغار ماؤها ثم انطلقا يتجسسان عند اسامه ما امر لهما به‏رسول اللّه فقال لهما رسول

 اللّه صلّى اللّه عليه و آله مالى ارى خضرة اللحم في افواهكما قالا يا رسول اللّه ما تناولنا يومنا هذا لحما

 قال ظللتم تأكلون لحم سلمان و اسامه فنزلت الايه.«»

اين آيه در باره دو تن از اصحاب رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده است كه از رفيق خود

سلمان غيبت كردند. چون او  را  خدمت  پيامبر صلّى اللّه  عليه و آله  و سلّم  فرستادند تا  برايشان غذا

بياورد، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را نزد اسامة بن زيد كه مسئول [بيت المال‏] بود فرستاد

 تا غذا بگيرد. اسامه گفت چيزى ندارم كه به تو بدهم. هنگامى كه سلمان نزد آن دو برگشت گفتند چرا

غذا نياوردى؟ گفت  خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيدم، ايشان  مرا نزد اسامه فرستاد و او

 گفت الان چيزى ندارم، به اين جهت نتوانستم چيزى تهيه كنم. آن دو نفر گفتند : اسامه  بخل ورزيد و

غذا نداد، و در باره سلمان گفتند:

اگر او را به سراغ چاه سميحه«» بفرستيم آب فروكش خواهد كرد و خشك خواهد شد. آنگاه  اين  دو

 نفر راه افتادند تا نزد  اسامه بيايند و بررسى كنند  كه چرا  اسامه به سلمان  غذايى نداده است. پيامبر

 اكرم صلّى اللّه  عليه و آله و سلّم فرمود: من آثار خوردن گوشت  در دهان  شما  مى‏بينم. گفتند: ما

امروز گوشت نخورده‏ايم.

فرمود: گوشت سلمان و اسامه را مى‏خورديد [: غيبت اين دو را مى‏كرديد]. سپس اين آيه نازل شد.

روايات ديگرى نيز رسيده كه غيبت به منزله خوردن گوشت مسلمان مرده است.«»  به هر حال، اين

 


(1) سوره حجرات آيه 12

 

غيبت ...................................................................................................  صفحه16

 

 


تشبيه بى سابقه در قرآن و نيز تأكيد روايات در توضيح مطلب، بيان كننده زشتى اين عمل است كه

 بدترين ظلمو ستم نسبت به برادر دينى است و در ننگين بودن اين عمل همين بس كه گرگ نسبت

 به گرگ اين كار را انجام نمى‏دهد:

                  و ليس الذئب ياكل لحم ذئب            و ياكل بعضنا بعضا عياناگرگ

 [با آن درندگى‏] گوشت گرگ را نمى‏خورد، ولى  بعضى از ما  به طور علنى [گوشت‏]  بعضى ديگر

را [به وسيله غيبت‏] مى‏خورد.

 در حديثب ديگر وجود دارد كه مي گويد : غيبت سبب مى‏شود اعمال نيكى كه انسان انجام مى‏دهد

 تباه گردد و از بين برود.

امام صادق عليه السّلام فرمود:  الغيبة  حرام على كلّ  مسلم  و إنّها  لتأكل الحسنات كما  تأكل النّار

الحطب.غيبت كردن براى هر مسلمانى حرام است و همان گونه كه آتش هيزم را مى‏خورد، غيبت نيز

كارهاى نيك انسان را مى‏خورد و از بين مى‏برد.

گاهى انسان به خاطر ارتكاب غيبت تمام كارهاى نيكى را كه انجام داده است از بين مى‏برد و ثواب

اعمالشدر نامه كسى كه غيبت او را كرده است نوشته مى‏شود، كه در اين مورد توجه شما را به يك

حديث جلب مى‏كنيم: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه  و آله و سلّم: يؤتى أحدكم  يوم القيامة  فيوقف

 بين يدى اللّه تعالى و يدفع إليه كتابه، فلا يرى حسناته، فيقول: إلهى ليس هذا كتابى فإنّى لا أرى فيه

طاعتى. فيقول له: إنّ ربّك لا يضلّ و لا ينسى و ذهب عملك باغتياب النّاس  ثمّ  يؤتى  باخر و يدفع

إليه كتابه فيرى فيه طاعات كثيرة،

فيقول: إلهى ما هذا كتابى فإنّى ما عملت  هذه الطّاعات،  فيقول له: إنّ  فلانا اغتابك  فدفعت حسناته

إليك.

پيامبر اكرم  صلّى اللّه عليه و آله  و سلّم  فرمود:  در  روز  قيامت يكى از شما را  در صحراى محشر

براى رسيدگى به اعمالش حاضر مى‏كنند و نامه عملش را به دستش مى‏دهند و هنگامى كه به آن نگاه

مى‏كند از كارهاى نيكى كه انجام داده است چيزى در آن نمى‏بيند. عرض مى‏كند: پروردگارا اين نامه

 عمل من  نيست زيرا از طاعات  و عباداتى كه  در دنيا انجام  داده‏ام  چيزى در آن  نمى‏بينم.  به  او

گفته مى‏شود پروردگار تو خطا و نسيان نمى‏كند  و اين  نامه عمل از آن تو است اما  به خاطر اينكه

 غيبت كردى كارهاى نيك تو در نامه عمل كسى نوشته شده است  كه  از او بدگويى كردى . سپس

 شخص ديگرى را براى حساب مى‏آورند و نامه عملش را  به او مى‏دهند. به  نامه نگاه  مى‏كند  ولى

بر خلاف انتظارش طاعات و عبادات زيادى را درآن مى‏بيند و از روى تعجّب  عرض مى‏كند: خدايا

اين نامه عمل من نيست، من در دنيا كارهاى نيكى كه دراينجا  نوشته  شده است انجام نداده‏ام.  به او

 گفته مى‏شود: چون فلان شخص از تو بدگويى كرده كارهاى نيك او در نامه عمل تو نوشته شده است.

غيبت ...................................................................................................  صفحه17

 

 


امام صادق عليه السّلام فرمود:

من روى على مؤمن رواية يريد بها شينه و هدم مروّته ليسقطه من أعين النّاس أخرجه اللّه من ولايته إلى

 ولاية الشّيطان فلا يقبله الشّيطان.«»

هر كس به منظور عيب جويى و ريختن آبروى مؤمنى سخنى عليه او بگويد تا او را از چشم مردم بيندازد

خداوند چنين كسى را از ولايت خودش بيرون مى‏كند و به سوى ولايت شيطان مى‏فرستد و شيطان او را نمى‏پذيرد.

پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:

الغيبة أسرع في دين الرّجل المسلم من الآكلة في جوفه.«»تأثير غيبت در دين مسلمان از خوره در جسم

او سريع‏تر است. و نيز فرمود: الغيبة و النّميمة يحتّان الايمان كما يعضد الرّاعى الشّجرة.«»

همان گونه كه شبان برگ درختان را مى‏ريزد غيبت و سخن چينى نيز ايمان انسان را بى شاخ و برگ

مى‏كند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غيبت ...................................................................................................  صفحه18

 

 


كيفر غيبت‏ :

بى‏شك، كسى كه مرتكب غيبت گردد در قيامت به عذاب سختى گرفتار خواهد شد. گناه او نابخشودنيست .

در مورد كيفر اين گناه  پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:

من أكل لحم أخيه في الدّنيا قرّب إليه يوم القيامة فيقال له كله ميّتا كما أكلته حيّا فيأكله و يكلح و يضجّ.«»

كسى كه در دنيا گوشت برادر خود را بخورد و غيبتش را بكند روز قيامت كه مى‏شود او را پيش كسى كه

 غيبتش را كرده است مى‏برند و به او مى‏گويند همان گونه كه در دنيا گوشت او را در حالى كه زنده بود

خوردى اكنون كه مرده است نيز گوشت او را بخور. پس از گوشت مرده او مى‏خورد و از ناراحتى روى

 در هم مى‏كشد و فرياد مى‏زند.

و نيز از آن بزرگوار نقل شده است كه فرمود:

مررت ليلة اسرى بى على قوم يخمشون وجوههم باظافيرهم، فقلت يا جبرئيل من هؤلاء؟ قال هؤلاء الّذين

يغتابون النّاس و يقعون في أعراضهم.«»

در شب معراج بر قومى گذشتم كه صورتهاى خود را با ناخنهاى خويش مى‏خراشيدند. از جبرئيل پرسيدم

اين‏ها چه كسانى هستند؟ گفت: كسانى كه

پشت سر مردم بدگويى مى‏كنند و حيثيت و آبروى آنان را از بين مى‏برند.

در حديث ديگرى آمده است كسى كه مرتكب غيبت شود ارزش عبادات او كم مى‏شود. رسولخدا صلّى

اللّه عليه و آله  فرمود:  الجلوس في المسجد انتظارا للصّلوة عبادة ما لم يحدث، قيل يا رسول اللّه صلّى

اللّه عليه و آله و ما يحدث قال الاغتياب.«»

نشستن در مسجد و انتظار كشيدن براى رسيدن وقت نماز عبادت است تا زمانى كه حدثى از انسان سر

 نزند. سؤال شد: حدث چيست؟ فرمود: غيبت. غيبت مانع قبولى اعمال‏ .

رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله در  ضمن حديثى فرمود:  مأمورانى كه مراقب  اعمال  انسان  هستند عمل

بنده‏اى را كه مانند شعاع خورشيد مى‏درخشد به آسمان بالا مى‏برند ولى فرشته‏اى كه بايد اعمال را قبول

كند و بالا ببرد مى‏گويد:

... اضربوا هذا العمل وجه صاحبه أنا صاحب الغيبة أمرنى ربّى أن لا أدع عمل من يغتاب النّاس يتجاوزنى

إلى ربّى.«»

اين عمل را به صورت صاحبش بزنيد زيرا من از طرف پروردگارم مأموريت يافته‏ام كه نگذارم عمل نيك

 غيبت كنندگان از من بگذرد و به سوى پروردگارم برود.

پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود: تحرم الجنّة على ثلاثة: على النّمّام و على المغتاب و على مدمن

الخمر.«»بهشت بر سه كس حرام است: سخن چين، كسى كه غيبت مى‏كند و كسى كه دائم الخمر باشد.

 

غيبت ...................................................................................................  صفحه19

 

 


و اينكه غيبت كننده در صورتى كه توبه كند و توبه‏اش پذيرفته شود باز هم آخرين كسى است كه وارد

بهشت خواهد شد: أوحى اللّه عزّ و جلّ إلى موسى بن عمران أنّ  المغتاب إذا تاب فهو اخر من يدخل

 الجنّة و إن لم يتب فهو أوّل من يدخل النّار.«»

خداوند به موسى بن عمران وحى فرستاد كه غيبت كننده اگر توبه كند آخرين كسى است كه داخل

 بهشت مى‏شود، و اگر توبه نكند نخستين فردى است كه داخل آتش مى‏شود.

در برخى از احاديث آمده است كسى كه پشت سر افراد غيبت مى‏كند و آبروى آنان را از بين مى‏برد و از شخصيت آنان  مى‏كاهد حلالزاده نيست، چرا كه اگر از راه حلال نطفه‏اى  منعقد شود  هرگز به اين گناه

آلوده نمى‏گردد.

پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:  كذب من زعم أنّه ولد من حلال و هو يأكل لحوم النّاس

بالغيبة فإنّها إدام‏ كلاب النّار.«»

دروغ گفته است كسى كه گمان  مى‏كند از حلال متولد  شده  با اينكه گوشت  مردم  را  به وسيله غيبت

مى‏خورد زيرا غيبت خورش سگهاى جهنم است.

شايد مقصود از حلالزاده نبودن در اين حديث تغذيه و تولّد از غذاهاى حرام است و احتمالا اين خصيصه

مربوط به كسانى است كه كارشان همواره غيبت كردن و آزردن ديگران است و فعل مضارع (و هو يأكل)

 كه بر استمرار دلالت دارد مؤيّد اين احتمال است. و اللّه اعلم.

غيبت كننده مؤمن نيست‏

در حديث ديگرى  آمده است آن  كس كه  پشت  سر مسلمانى بدگويى كند ايمان ندارد و مومن نيست .

رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : يا معشر من امن بلسانه  و لم يؤمن بقلبه  لا تغتابوا المسلمين

 و لا تتّبعوا عوراتهم، فإنّه من تتبّع عورة أخيه تتبّع اللّه عورته و من تتبّع اللّه عورته يفضحه و لو في جوف

 بيته. اى گروهى كه تنها با زبان ايمان آورده‏ايد ولى قلبتان ايمان نياورده است غيبت مسلمانان نكنيد و در

عيوب پنهانى‏شان به جستجو نپردازيد، زيرا كسى كه در امور پنهانى برادر دينى خود جستجو كند خداوند

اسرار او را فاش مى‏سازد و او را ميان خانه‏اش رسوا مى‏كند .

 

 

 

 

 

 

 

غيبت ...................................................................................................  صفحه20

 


                       

اجازه غيبت‏ :

بحث ديگرى كه قابل بررسى مى‏باشد اين است كه آيا انسان مى‏تواند به ديگران اجازه دهد كه از او غيبت

كنند و به طور كلى بگويد: هر كس مرا غيبت كند از او راضى هستم؟  در پاسخ بايد بگويم اظهار رضايت

 از كسانى كه غيبت انسان را كرده‏اند اگر مربوط به گذشته باشد اشكالى ندارد، همان گونه كه حضرت زين العابدين عليه السّلام به پيشگاه خدا عرض مى‏كند:

الّلهمّ و أيّما عبد نال منّى ما حضرت عليه و انتهك منّى ما حجرت عليه فمضى بظلامتى ميّتا أو حصلت لي

 قبله حيّا فاغفر له ما ألمّ به منّى و اعف له عمّا أدبر به عنّى و لا تقفه على ما ارتكب فيّ و لا تكشفه عمّا

 اكتسب بى. (1)

پروردگار من آن كس كه در حق من بدى كرده و آنچه را تو نهى كرده‏اى در باره‏ام روا داشته و حرمت

آنچه را كه در باره من او را از آن بازداشتى نگاه نداشته و بى‏آنكه از من عذر خواهى كند از دنيا رفته و

 يا آنكه زنده است و حقى از من نزد اوست، پس گناهانش را بيامرز و مغفرت خود را از وى دريغ مدار.

 من از آنچه در حق من بناحق ستم كرده گذشتم، تو نيز او را ببخش.

اما اجازه غيبت نسبت به آينده صحيح نيست زيرا اجازه گناه خود گناه ديگرى است و چون اين كار نوعى

آزاد گذاردن و تشويق كردن مردم به كار خلاف است، از نظر اسلام ممنوع مى‏باشد و در حقيقت مى‏توان

 گفت اين گونه اجازه، حلال خدا را حرام  و حرام  خدا را حلال كردن است  و با اينكه  در دين مقدس

 اسلام حفظ آبروى انسان بر خود او واجب شمرده شده  چگونه  ممكن است به او اجازه دهد كه دست

 ديگران را در هتك حرمتش  باز بگذارد؟  ممكن است كسى  بگويد  در صورت اجازه  قبلى ،  موضوع

غيبت از بين مى‏رود زيرا غيبت در صورتى محقّق مى‏شود كه طرف ناراضى باشد اما وقتى خودش اجازه

مى‏دهد اجازه كاشف  از رضايت اوست. ولى اين توجيه نيز از دو جهت اشكال دارد:

1. اين گونه اجازه‏ ها نمى‏تواند صد در صد كاشف از رضايت باشد زيرا او نمى‏داند چه مطالبى پشت

 سرش گفته خواهد شد، ممكن است مطالبى بگويند كه اگر بفهمد  ناراحت  شود  و از اظهار رضايت

قبلى پشيمان گردد.

2. اجازه غيبت موجب اشاعه فحشاء است كه اين نيز حرام است هر چند طرف راضى باشد، زيرا شيوع

فاحشه باعث از بين رفتن قبح گناه مى‏شود، مگر آنكه مورد غيبت از مصاديق  فحشاء و گناه نباشد مانند

تقليد صدا يا راه رفتن  و مانند آن از خصوصيات اشخاص كه از مصاديق گناه نيست .  پس ، اگر كسى

اجازه بدهد كه صدا يا راه رفتن او را تقليد كنند بعيد نيست كه اشكالى نداشته باشد.

 

 


(1) صحيفه سجاديه دعاي 39

 

  غيبت ...................................................................................................  صفحه21

 

 


نكوهش غيبت ‏:

 خداى تعالى در مذمت آن ميفرمايد: وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً

 فَكَرِهْتُمُوهُ  : و بايد غيبت نكند بعضى از شما بعض ديگر را آيا دوست ميدارد يكى از شما كه گوشت

برادرش را بخورد در صورتى كه  مردارى  باشد پس آن را ناخوش داريد سپس خداى تعالى مبالغه و

 پافشارى فرموده در جلوگيرى ازغيبت را همانند  مردارى كه از گوشت آدمها است. و پيغمبر فرمود: مرد

 روز قيامت مى‏آيد نگاه بنامه‏ى عملش‏ميكند اثرى از كارهاى نيك خود را در آن نامه نمى‏بيند سپس

عرض ميكند كجاست كارهاى شايسته‏ى من كه در دنيا انجام دادم پاسخ داده مى‏شود تو غيبت مردم را

كردى بجاى غيبت‏هايت ثواب‏هاى تو در نامه عمل كسانى كه غيبت آنها را كردى نوشته شد.

 و خداوند به موسى بن عمران وحى فرستاد كه هر كس بميرد ولى از غيبت‏هائى كه كرده توبه نمايد او

آخرين فرديست كه وارد بهشت شود و آن كس كه بميرد و اصرار بغيبت كردن داشته باشد پس او اول

 كسى است كه وارد جهنم گردد و روايت شده كه همانا كسى كه او را غيبت كنند نصف گناهانش را

مى‏آمرزم. و نيز روايت شده كه روز قيامت نامه‏ى عمل مرد را بدستش ميدهند پس در آن ثوابهائى مى‏بيند

 كه نمى‏شناسد باو گفته مى‏شود اين ثوابها درمقابل غيبت‏هائيست كه مردم از تو كرده‏اند. و يكى از بزرگان

گفته است اگر بنا باشد من غيبت كسى را بكنم غيبت  فرزندم را مى‏كنم زيرا كه او به ثوابهاى من از ديگران سزاوارتر است. بحسن بصرى گفتند كه همانا مردى ترا غيبت كرد حسن بصرى ارمغانى براى او فرستاد او

 گفت من ارتباطى با حسن بصرى  ندارم  حسن گفت درست است كه ارتباطى نداريم  ولى  شنيدم كه تو

 ثوابهاى خودت را براى من ارمغان فرستادى منهم دوست داشتم كه تلافى كنم.

و اگر در پيش كسى غيبت مؤمنى را بكنند و او برادر مؤمنش را يارى نكند مسلم نسبت بخدا و رسولش

 خيانت كرده و حضرت فرمود: هر گاه از تو ببرادر مؤمنت نفعى نميرسد پس زيانى به او مرسان هر گاه

 او را شادمان نمى‏كنى غمگين و افسرده خاطرش مكن هر گاه او را ستايش نمى‏كنى نكوهش هم مكن.

و نيز فرمود بغض و حسد نورزيد بعضى از شما بعض ديگر را غيبت نكند بندگان خدا با يكديگر برادر

باشيد. و نيز فرمود: زينهار از غيبت بپرهيزيد زيرا كه غيبت بدتر از زناست- زيرا كه مرد زنا ميكند و بعد

 توبه مى‏نمايد.

خداوند هم توبه‏اش را قبول مى‏كند ولى صاحب غيبت آمرزيده نمي شود مگر اينكه آن كسى را كه غيبت

او را كرده از او راضى شود و حضرت رسول فرمود: در شب معراج بر گروهى گذشتم كه رويشان را با

 ناخنها ميكندند ازجبرئيل پرسيدم كه اينان چكاره‏اند؟ گفت: ايشان كسانى هستند كه غيبت مردم را ميكردند.

و رسول خدا در يك سخنرانى بزرگى خطر ربا را خاطر نشان ساخت و فرمود: كه همانا يكدرهم از ربا

گناهش از هفتاد  زنا آنهم  با كسانى كه  محرمش باشند  بزرگتر است و گناه  بزرگتر ازين بردن آبروى

 

  غيبت ...................................................................................................  صفحه22

          

 

مسلمانست. و روايت شده است در تفسير گفته‏ى خداى تعالى: وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ «1» كه همز طعنه

 زدن در باره‏ى مردم است و لمز خوردن  گوشت آنانست و سزاوار است  براى كسى كه ميخواهد

عيب‏جوئى ديگران را كند اول بياد عيب‏هاى خود باشد پس از يادآورى آنها را ريشه كن كند و از آنها

 طلب آمرزش از خدا كند و بر شما باد بذكر خدا كه شفاست و بپرهيزيد از عيب‏جوئى مردم كه درد است. حضرت عيسى بن مريم باهمراهانش به مردار سگى برخوردند همراهان عرض كردند: اين مردار چقدر

گنديده است حضرت عيسى فرمود: چقدر دندانهايش سفيد است كنايه از اينكه زبانش جز بخوبى و خير باز

 نشد. و حضرت رسول اكره صلي الله  فرمودند:

 كسى كه آبروى مؤمنى را نگهدارد بر خداست كه او را از آتش آزاد كند. و فرمود خوشا بحال كسى كه از

عيبجوئى مردم صرف نظر كند و سرگرم عيبهاى خودش باشد و آنچه سبب غيبت مى‏شود خشم و حسدى

است كه در سينه است هر گاه مردم خود را از اين دو حفظ كردند غيبت مردم را كمتر ميكنند و رسول خدا

 فرمود: كه همانا براى دوزخ‏ درى است كه داخل نميشود از آن مگر خشمگين. و فرمود هر كس كه خشم

خود را فرو برد و قدرت بر انتقام داشته باشد خدا او را در بهشت آزاد ميگذارد هر حوريه‏اى را كه بخواهد اختيار كند و در بعضى از كتابهاى نازله‏ى از آسمانست كه اى پسر آدم هنگام خشمت مرا ياد كن منهم در

 وقت خشم ترا ياد مى‏كنم. تا اينكه نابود نشوى و خردمند كه بايد سرگرم خود و مال و فرزندانش باشد

 چطور ميتواند با آبروى مردم بازى كند  و هر گاه انسان غافل از ياد خدا شد آن غفلت زيانست و ضرر

تا چه رسد به غيبت كردن مردم و فرمود: آيا مردم را جز سخنهاى بى‏مورد چيزى برو بآتش جهنم مى‏اندازد؟

 

 

 

 

 

 

 


 

پاداش جلوگيرى از غيبت:

پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: كسى كه از ريختن آبروى مسلمانى جلوگيرى نمايد،

خداوند در قيامت او را از آتش دوزخ نجات مى‏دهد.  و فرمود: خوشا به حال كسى كه به عيبهاى خود

 بينديشد، و به عيوب مردم نپردازد.