غلبه عواطف و احساسات بر عقلانیت زن
جنس زن به عنوان یکی از دو رکن جامعه انسانی همواره مورد بحث و نظر بوده است. بعضی مکاتب زن را آنچنان پست و بی ارزش میدانند که او را حتی تا درجه حیوانات پایین می آورند. بعضی مکاتب زن را آنچنان در مقامی رفیع قرار میدهند که حتی او را جنس برتر عالم خلقت معرفی میکنند. در این میان کمتر مکتبی مشاهده میشود که بتواند نظرات خود را به حد اعتدال نزدیک کند و زن را آنچنان که هست با مدنظر قرار دادن واقعیات و توانمندیها و روحیات و نیازها و ... معرفی کند.
در میان این مکاتب، دین اسلام نظری کاملا واقع بینانه به زن دارد. البته نمیتوان گفت که دین اسلام هم یکی از مکاتب است، دین اسلام فرامکتبی است . اما به هر حال برای بررسی و نقد نظرات گوناگون درباره زن ناچاریم که اسلام را در کنار سایر مکاتب و مذاهب قرار دهیم تا دیدگاه واقع گرایانه و درخشنده اسلام راجع به جایگاه زن بروز پیدا کند.
تعبیراتی که در متون اسلامی راجع به زن آمده است، قدری مسأله را مبهم و مجمل و شبهه انگیز کرده است و این مسأله موجب بروز سوالها و انتظار پاسخهای مناسب در این زمینه شده است.
از جمله متون دینی، آیه 34 سوره نساء میباشد که در آن مردان را قوام و سرپرست زنان معرفی میکند، و علت این سرپرستی را برتری مرد بر زن بیان میکند:
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلىَ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلىَ بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّلِحَتُ قَنِتَاتٌ حَفِظَتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَ الَّاتىِ تخََافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فىِ الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَيهِْنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيًّا كَبِيرًا.[1]
(مردان بر زنان قيمومت و سرپرستى دارند، به خاطر اينكه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده، و به خاطر اين كه مردان از مال خود نفقه زنان و مهريه آنان را مىدهند، پس زنان صالح و شايسته بايد فرمانبر شوهران در كامگيرى و تمتعات جنسى و حافظ ناموس و منافع و آبروى آنان در غيابشان باشند، همانطور كه خدا منافع آنان را حفظ فرموده، و زنانى را كه بيم داريد نافرمانيتان كنند، نخست اندرز دهيد، اگر به اطاعت در نيامدند، با آنها قهر كنيد، و در بستر خود راه ندهيد، و اگر اين نيز مؤثر نشد بزنيدشان اگر به اطاعت در آمدند ديگر براى ادامه زدنشان بهانهجويى مكنيد، و به خاطر علوى كه خدا به شما داده مغرور نشويد، كه دارنده علو و بزرگى خدا است.)
و همچنین در آیه 228 سوره بقره خداوند برای مردان درجه برتری قرار میدهد:
وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَيهِْنَّ بِالمَْعْرُوفِ وَ لِلرِّجَالِ عَلَيهِْنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيم.[2]
(و زنان را بر شوهران حقوق مشروعى است چنانكه، شوهران را بر زنان حقوقى است، ليكن مردان را بر زنان افزونى و برترى خواهد بود، و خدا بر همه چيز توانا و بر همه امور داناست.)
از جمله متون اسلامی، روایاتی است که راجع به زن است. روایاتی که زنان را ناقص العقل ، ناقص الایمان و ناقص الحظ معرفی میکند. روایاتی که افراد را از مشورت کردن با زنان بر حذر میدارد و ... .
حضرت امیرالمومنین علیه السلام بعد از جنگ جمل، راجع به زنان در خطبه 79( و در بعضی نسخ خطبه 80) میفرمایند:
مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَر.[3]
(اى مردم، زنها از ايمان وارث و خرد كم بهره هستند، امّا نقصان ايمانشان بجهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهاى حيض، و جهت نقصان خردشان آن است كه (در اسلام) گواهى دو زن بجاى گواهى يك مرد است، و از جهت نقصان نصيب و بهره هم ارث آنها نصف ارث مردان مىباشد، پس از زنهاى بد پرهيز كنيد، و از خوبانشان بر حذر باشيد، و در گفتار و كردار پسنديده از آنها پيروى نكنيد.تا در گفتار و كردار ناشايسته طمع نكنند (و شما را بانجام آن وادار ننمايند)).
و از این تعبیراتی که سوال برانگیز است و ابزار دست کسانی شده است که اذهان مردم را نسبت به دین اسلام مشوش میخواهند. در حالی که اگر این تعبیرات به خوبی معنا شود و منظور این متون اسلامی مشخص شود، بدون شک مشخص خواهد شد که بهترین تعبیراتی که میتواند راجع به مسأله زن بیان شود، همان تعبیراتی است که در متون اسلامی آمده است.
ازجمله این تعبیراتی که در این رساله به آن پرداخته میشود، قوّام دانستن مرد بر زن، فضیلت مرد بر زن و نقصان عقل زن است. که مورد سوم (نقصان عقل زن) با عنوان «غلبه عواطف و احساسات بر عقلانیت زن» مورد بحث اصلی این رساله میباشد.
|
بخش اول: جایگاه زن در اسلام فصل اول:جایگاه زن در مکاتب و جوامع غیر اسلامی فصل دوم:جایگاه زن در اسلام |
بخش اول: جایگاه زن
کسی که نمیداند قبل از اسلام بر زن چه گذشته و نمیداند که در دیگر مکاتب چه دیدی به زن داشتند از کجا بداند که اسلام برای زن چه کرده است. برای آنکه بدانیم اسلام مقام زن را از کجا به کجا رسانده و چه ارزشی برای زن قائل شده، چگونه او را از یوغ بندگی قرون و اعصار قبل از اسلام رها ساخته لازم است وضع رقت بار او را قبل از اسلام به اختصار بیان کنیم و همچنین نظرات سایر مکاتب را درباره زن بررسی میکنیم. و بعد به بررسی نظر اسلام راجع به زن میپردازیم.
فصل اول: جایگاه زن در مکاتب و جوامع غیر اسلامی
در قبائل ابتدایی که نمونه های آن تا به امروز موجود است، زن را چون حیوانات به پلیدترین کارها وا میداشتند، از نفس کشیدن پهلوی زن احتراز میکردند، به بهای اندک ایشان میفروختند، در روسیه تازیانه ای به داماد میدادند تا زن خود را بزند، همه جا در روی زمین ارزش زن خیلی کمتر از مرد بود.
در مصر تا زمان تسلط میکسسها وضع زن نسبتا بهتر بود، با این حال در مصر تا قبل از فتح اسلام رسم چنان بود که هر سال برای زیاد شدن آب نیل دختری را در آن غرق میکردند، به این طریق که پدر و مادر او را راضی میکردند و دختر را زینت میکردند و در رود نیل غرق میکردند تا عمروعاص فاتح مصر از این کار پلید جلوگیری نمود.
در بابل هرودت میگوید: کسانی که دخترانی داشتند هر سال یکبار آنان را به محلی میبردند که مردان بسیاری گرد آمده بودند، دلالی یکایک ایشان را حراج میکرد.
در قانون حمورابی آمده: اگر مردی دختر دیگری را کشت، باید دختر خودش را به پدر مقتول تسلیم کند تا او را بکشد. در آشور وضع زن بدتر بود مردان از زن خود عفت میخواستند اما خود معشوقه های بسیاری انتخاب میکردند، زناشویی به صورت خرید و فروش بود، زن بیشتر در خانه پدر بود و شوهر گاهگاهی به دیدن او میرفت، در یونان زن شرعی مهجور بود، رونق میکده ها و عشرتکده ها به همین جهت بود، زنهای بدکاره مشهور شدند، گاهی شوهر، زن خود را قرض میداد.
در آتن زنان در اموالی که بیش از بیست من جو بود حق خرید و فروش نداشتند.
زن یونانی حق عقد قرارداد نداشت نمیتوانست بیش از مبلغ ناچیزی وام بستاند، اقامه دعوی در محکمه برای او ممکن نبود، در قوانین سولون اعمالی که تحت تأثیر زنان صورت گرفته باشد اعتبار قانونی نداشت.
زنان پس از مرگ شوهر از ارث او سهمی نمیبردند، در یونان عصر طلایی عقیده داشتند نیروی توالد تنها از آن مرد است، و زن جز حمل طفل، و پرستاری او وظیفه ای ندارد، باید در خانه بماند، و نباید کسی از درون پنجره به او نظر کند، در اسپارت وقتی از پسر زائیدن زن مأیوس میشدند او را به مرگ محکوم میکردند. در جامعه آخائی پدر قادر بود کودکان خود را برفراز کوهها به دست هلاک سپارد یا آنان را در مذبح خدایان تشنه کشتار کند. در اسپارت سیاست بیرحمانه ای برای اصلاح نژاد برقرار بود، شوهران را تشویق میکردند تا زنان خود را در اختیار مردان نیرومند قرار دهند، وقتی کودکانی زاده میشد گذشته از اینکه پدر حق کشتن او را داشت، بازرسان دولتی به معاینه میپرداختند، و کودکان ناقص را به فرمان شورای بازرسان، از بالای قله "تااوگه توس" به زیر می افکندند. داماد برای تصاحب عروس پولی نمیداد و عروس را به زور از خانه پدر بیرون میکشید.
در دوران فلاسفه، روسبی گری مجاز و مالیات بده بود، تمتع از همجنس رایج بود، زنان را در کار زندگی راه نیمدادند، مردان از زنان جدا بودند، زنان ارث نمیبردند، در چنان احوالی که سیاست در زناشویی دخالت میکرد، بر زنان حرجی نبود. پیمان زناشویی را خوار میشمردند و آن عشق و مهری را که زناشویی سیاسی برای ایشان به ارمغان نمی آورد در آغوش فاسقان خود میجستند.
زنان رومی به اندازه مردان هرزه گرد بودند، ازدواجی که در آن زن در اختیار تنها مرد خود بود از میان رفت، زنان شوهران خود را به همان آسانی طلاق میدادند که مردان زنان را، پدران حق داشتند فرزندان خود را بفروشند. از جمله امثال رومیان این بود:"زن را نمیتوان انسان نامید."
در قوانین ساسانی در ایران زن دارای شخصیت حقوقی نبود (از اشخاص نبود از اشیاء بود).
در هند ازدواج غالبا پیش از بلوغ صورت میگرفت، میگفتند مقدرات ازدواج را نباید به دست تصادف و شتابزدگی تب جنسی سپرد.
قانون مانو مقرر میدارد که زن باید در طول زندگی زیر قیمومیت مرد باشد، اول پدر بعد شوهر بعد پسر، باید مرد را ارباب و خدا خطاب کند، همدوش او راه نرود، باید کارها را انجام دهد و پس مانده غذای شوهر و پسر را بخورد، زن از کسب دانشها محروم بود، در قانون مانو زن ملکیت نداشت و همه میراث برای پسر بود. رسم سوزاندن زن پس از مرگ شوهر، قربان کردن زنان متعدد یک شاهزاده و نوکران او، و زنده به گور کردن ایشان با جسد، معمول بود.
در تعلیمات بودا آمده، زناشویی آکنده از شهوات و کثافات است و تولید نسل گناه است.
در آئین برهمنی و هندو که جامعه به چهار کاست(طبقه) تقسیم میشد، و آنان که به حساب نمی آیند باریا نامیده میشدند، زنان در بسیاری از تکالیف مانند باریاها بودند.
در هند و دیگر جاهای آسیا، بسیاری از معبدها زنانی به نام زنان مقدس داشتند، که روسبی بودند و رقص میکردند، حاجات راهبان و دیگران را بر می آوردند. و پول میگرفتند و به راهبان میدادند. گاهی افراد محترم یکی از دختران خود را وقف معبد میکردند.
در چین در زمان کنفوسیوس، مردان قدرتی مطلق داشتند، پدر میتوانست همسر و کودکان خود را به غلامی و کنیزی بفروشد، و نیز میتوانست فرزندان خود را بکشد. مرد به تنهایی غذا میخورد و به ندرت زن و فرزندان خود را به سفره میخواند، رسم بود که زنان بیوه برای ابراز وفاداری به شوی مرده خود، خود را بکشند.
در ژاپن مرد میتوانست کودکان را به برده داران یا روسبی خانه بفروشد، و با ادای یک کلمه همسر خود را طلاق گوید، خیانت به زن بی اهمیت بود.
از دعاهای یهودان این است که تبارک اللـه خالق و سلطان عالم که مرا زن نیافرید. از مثلهای ایشان این است که اگر دیدی خر از نردبان بالا رفت، زن هم عقل پیدا میکند.
توماس اکویناس قدیس بزرگ گفته زن مردی ناقص است، موجودی عرضی است و وجود او تبعی است.
در اسپانیا پس از مدتی بحث و گفتگو رای دادند که فقط مریم عذرا، انسان است و روح خالد دارد و باقی زنان برزخ میان انسان و حیوانند.
زنان آفریقا تا قرن 19 میلادی مانند بردگان و ابزار کشاورزی خرید و فروش میشدند، در تاهیتی زنان مجبور بودند بچه خوکان را از پستان خود شیر دهند.
در انگلستان هانری مقدس زنان را از خواندن کتاب مقدس ممنوع ساخت، طبق قانون 1850 میلادی زنان مالک چیزی حتی لباس تن خود نبودند. تا چندی قبل در انگلستان تمامی ماترک به پسر ارشد میرسید.
در جامعه متمدن انگلیس، تحقیری بدتر از آزادی همجنس بازی در قانون انگلیس، نیست.
به طور کلی در هر جامعه ای که توحید و صفات انسانی فرد را موظف به رعایت زن نکرده بود، زن اسیر بود، اگر زیبا بود تا زیبا بود از او کام میگرفتند بی آنکه در فکر کام گرفتن متقابل او باشند، و اگر زیبا نبود کارش در حدود اعمال شاقه بود و احترام و کرامتی در جامعه نداشت.
داستان زنده به گور کردن دختران که پلیدترین کارهای پست حیوانی به دست بشر است در دوران جاهلی متصل به ظهور اسلام امری شایع بود.[4]
در حالی که 14 قرن قبل بحث حقوق بشر و حقوق زن در اسلام مطرح بود و پیامبر اکرم صلی اللـه علیه و آله شخصا به حقوق زن و مرد میپرداختند. سابقه بررسی حقوق زن در غرب به قرن 20 بر میگردد یعنی حدودا 100 سال قبل. و آن هم طول کشید تا به نتیجه برسد. و البته نتیجه ای که به آن رسیدند هم افراطی بود. قبلا در حقوق زن تفریط داشتند و امروزه در این مسأله افراط دارند.[5]
در بین غربی ها، افرادی پیدا میشوند که بدترین نظریات را راجع به زن در عصر فعلی دارند. و زن را جنس محقر و پست مینامند و او را موجودی بی هنر مینامند که فقط برای غریزه جنسی آفریده شده است.
در اینجا عبارات شوپنهاور را به عنوان بدترین عقیده درباره زن نقل میکنیم:
«شوپنهور از اين كه لقب جنس لطيف براى زن انتخاب شده است، سخت تعجب ميكند: «ترديدى نيست در اين كه كسانى كه اين لقب را بر اين جنس محقر پست مىنهند، مردمى هستند كه غريزه جنسى آنان عقولشان را فاسد كرده است. مبناى همه زيبائى زن فقط بر غريزه جنسى است. نزديكتر به واقعيت اينست كه نام زنها را جنسى كه هيچ ذوق هنرى ندارد بگذاريم، زيرا زنان توانائى ارزيابى انواع هنرها را ندارند، ولى اغلب در باره حقايق مغالطه نموده ادعا ميكنند كه ما داراى هنر زيبا هستيم، اين ادعا از زنان دروغ و رياكارى است، آنان محبت و ميل به هيچ چيزى جز به آن چه كه براى آن خلق شدهاند، ندارند. آنچه كه زنان براى آن خلق شدهاند، حفظ نوع و ادامه آن است... مرد در دانشها و هنرها مىكوشد، تا سلطه مستقيم بر اشياء را بدست بياورد، يا از راه درك اشياء و يا از راه تصرف در آنها. اما زن، او با طبيعتى كه دارد، سلطه مستقيم بر اشياء را دوست ندارد، ولى همواره مىخواهد از راه تسلط بر مرد به اشياء مسلط گردد. تنها هدف زن آنست كه بر مرد مسلط شود و تحكم نمايد، يعنى زن هر چيز را وسيله پيكار با مرد مىبيند
اگر زن تظاهر به علاقه بموسيقى و شعر نمايد، اين علاقه از ميل طبيعى او برنمىخيزد، بلكه مىخواهد آنها را وسيله تجمل قرار داده، در برابر چشمان مرد بدرخشد. اگر تو همه تاريخ را مطالعه كنى حتى يك زن پيدا نمىشود كه يك اثر هنرى اصيل و نبوغآميز به وجود آورده باشد. و شايد احترامى كه مرد براى زن ابراز مىنمايد، يكى از نتايج دين مسيحيت است و همين است سبب روش رمانتيك كه احساسات و غريزه و اراده را فوق عقل و ذكاوت قرار مىدهد. مردم قاره آسيا در باره زن درك بهترى از درك مردم قاره اروپا دارند، زيرا آسيائىها به حقارت و ناچيزى زن خوب پى بردهاند، زيرا ترديدى نيست در اين كه هر قانونى كه زن را مساوى مرد ميداند، از ريشه و اصلش باطل است.
اگر قانون مىخواهد زن را با مرد در حقوق مساوى قرار بدهد، نخست بايد قانون، عقلى مساوى عقل مردها بزنها بدهد، سپس از نظر حقوق آن دو را با يكديگر مساوى بداند. شرقىها واقعيت را در باره زن خوب دريافتهاند كه اصل تعدد زوجات را پذيرفتهاند، زيرا اين يك اصل است كه طبيعت آن را حتمى و تجويز مىنمايد. شگفتآور اينست كه مردم اروپا اصل تعدد زوجات را در زبان منكرند ولى عملا از همين اصل پيروى ميكنند. من گمان نميكنم حتى يك اروپائى اصل وحدت همسر را با وجه صحيح عمل نمايد»[6]
پایگاه مقالات